گفته شده است كه اطلاعات مربوط به اين اختراع اسلامي زودتر از اروپاي جنوبي از راههاي بازرگاني روسيه به اروپاي شمالي رسيد. هيچ چيز اين نظريه را تأييد نميكند. دريانوردي مردمان شمالي بسيار خطرناك بود، ولي بدون قطبنما غير ممكن نبود. چنين ابزاري هرقدر هم كه براي گذشتن از اقيانوس ضرورت داشت، مدتها پيش از آن كه، در دسترس باشد مردم بدون آن اين كار را كردند. به همين ترتيب، بدون هيچ وسيلهاي جز ستارگان آشنا، از قرنها پيش، بيابانهاي پهناور پيموده شده و هنوز هم پيموده ميشود.
به نظر ميرسد همانقدر كه ما به انتهاي شمالي عقربهٴ قطبنما توجه داريم، مسلمانان به انتهاي جنوبي آن نظر داشتند. اين ممكن است ناشي از منشأ چيني آن باشد، يا اين كه براي بسياري از مسلمانان ــ اهالي شام و آسياي صغير ــ انتهاي جنوبي درست به سوي مكه بود.
يعني انتهاي جنوبي جهت قبله را نشان ميداد. درواقع در نقشههاي قديم تركي جنوب را يا قبله و يا جنوب ناميدهاند.
اگر به غرب برگرديم ميبينيم ناخدايان ايتاليايي، خواه مخترع قطبنما باشند يا نه، در ميان نخستين استفادهكنندگان آن هستند، و چنين استفادهاي ناگزير به اصلاح تدريجي آن منجر شده است. ناخدايان آمالفي (بر خليج سالرنو) به صورت مرموزي در اين زمينه شهرت يافتند، و سرانجام، افسانهاي به وجود آمد كه براساس آن قطبنما را شخصي به نام فلاويوگيوجا اهل آمالفي1 در 1302، اختراع كرده است. ما نميدانيم اين فلاويو گيوجا چه كرده است، ولي مسلم است كه قطبنما مدتها قبل از آن سال، اختراع شده بود و بهكار ميرفت، و قبلاً به صورتهاي مختلف اصلاح و تكميل شده بود. نخستين توصيف فني قطبنما را پير غريب در 1269، داده است.
د. رواج دوبارهٴ گرمابه
حمامها
يكي از نتايج جنگهاي صليبي، رواج دوبارهٴ گرمابههاي عمومي سبك اسلامي در اروپا بود. از آن رو ميگويم رواج دوباره كه فن ساختمان حمام (گرم و سرد) را مدتها قبل، روميان اعمال كرده بودند، و گرمابههاي مجللي در همهٴ شهرهاي بزرگشان وجود داشت. با اين همه، مسيحيان موجب ركود اين كار شدند و در دوران اضمحلال امپراتوري روم اين گرمابهها در غرب ناپديد شد.
احتمال دارد كه عليرغم تعصب مسيحيان اين سنت در امپراتوري شرق كاملاً از ميان نرفته باشد. به هر حال مسلمانان نوع جديدي از حمام را به وجود آوردند كه حمام بخار يا آب گرم بود. ادبيات عرب سرشار از اشاره بدان است، مثلاً
¿ هزار و يك شب.